ترجمه "Regel" به فارسی

قانون, ترتیب, حکم بهترین ترجمه های "Regel" به فارسی هستند.

Regel noun feminine دستور زبان

Tage (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قانون

    noun

    Du hast die Regel gebrochen.

    شما قانون را شکستید

  • ترتیب

    noun

    Einige können ihre Angelegenheiten entsprechend regeln und als allgemeine Pioniere dienen.

    بعضی افراد میتوانند امورات خود را طوری ترتیب دهند که به خدمت پیشگامی دائم بپردازند.

  • حکم

    noun

    Ich werde es unterschreiben, wenn Sie eine Regel festlegen.

    اگر برامون يه حکم بدي ، امضاش مي کنم

  • ترجمه های کمتر

    • حیض
    • دشتان
    • عادت ماهانه
    • قاعده
    • قاعدگی
    • نُرم
    • هنجار
    • پریود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Regel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

regel verb
+ اضافه کردن

"regel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای regel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Regel"

عباراتی شبیه به "Regel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Regel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه