ترجمه "Reiten" به فارسی

سوارکاری, سواری کردن, راندن بهترین ترجمه های "Reiten" به فارسی هستند.

Reiten Noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوارکاری

    Fortbewegungsart des Menschen auf dem Rücken eines Pferdes

    Ich ritt mit anderen Kindern. Ich baute Raketen mit anderen Kindern,

    من با بچههای دیگر سوارکاری میکردم، با بچهها مدل موشک میساختم،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Reiten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

reiten verb دستور زبان

(Pferd) besteigen [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سواری کردن

    verb

    Möchtest du lieber am Ende des Zuges zu Fuß gehen, statt zu reiten?

    دوست داری جای سواری کردن در انتهای ارتش راه بری ؟

  • راندن

    verb

تصاویر با "Reiten"

اضافه کردن

ترجمه های "Reiten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه