ترجمه "Ross" به فارسی
اسب, اسپ بهترین ترجمه های "Ross" به فارسی هستند.
Ross
noun
neuter
دستور زبان
Zosse (umgangssprachlich) [..]
-
اسب
nounEin großes Tier mit vier Beinen auf dem Menschen reiten und das sie zum Tragen von Lasten oder zum Ziehen von Fahrzeugen nutzen.
Ich habe mein preisgekröntes Ross geopfert.
من قلب يه اسب با ارزش رو قرباني کردم
-
اسپ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ross " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Ross"
عباراتی شبیه به "Ross" با ترجمه به فارسی
-
اسب · اسپ
-
آلفاویروس · ويروس جنگل سمليكي · ويروس رودخانه راس · ويروس سيندبيس · ويروس گتا
-
باب راس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن