ترجمه "Routine" به فارسی

روال, روتین, روزمره بهترین ترجمه های "Routine" به فارسی هستند.

Routine noun Noun feminine دستور زبان

Tretmühle (fig.) (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روال

    Ich vergesse oft, wie wichtig es ist auch mal Abstand zur alltäglichen Routine zu gewinnen.

    اغلب فراموش ميکنم که چقدر مهمه که از روال کنوني زندگيم فاصله بگيرم

  • روتین

  • روزمره

    adjective

    Die tägliche Routine ist zwar anspruchsvoll, aber ich bin in meinem Dienst schon sehr gesegnet worden.“

    با اینکه انجام کارهای روزمره آسان نیست، از خدمت کردن در بیتئیل برکتهای زیادی عایدم شده.»

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Routine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Routine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه