ترجمه "Säge" به فارسی
اره, ارهها, ارههاي زنجيري بهترین ترجمه های "Säge" به فارسی هستند.
Säge
noun
feminine
دستور زبان
-
اره
nounاز ابزارهای نجاری
„Ich verstehe“, sagte der blinde Mann, als er seinen Hammer und seine Säge aufhob.
مرد نابینادر حالیکه چکش و اره رابرمی داشت گفت : می بینم
-
ارهها
-
ارههاي زنجيري
-
ترجمه های کمتر
- ارههای برقي
- ارّه
- منشار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Säge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
säge
verb
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"säge" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای säge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Säge"
عباراتی شبیه به "Säge" با ترجمه به فارسی
-
اره موسیقی
-
ارهكشي شكافي · ارهکشی · چوببري
-
اره كردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن