ترجمه "Salz" به فارسی

نمک, namak, نمکها بهترین ترجمه های "Salz" به فارسی هستند.

Salz noun neuter دستور زبان

weißes Gold (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمک

    noun

    Ich wollte etwas Salz, aber es war keines im Glas.

    من نمک می خواستم، ولی در بطری شیشه ای هیچ نبود.

  • namak

  • نمکها

    Durch das ansteigende Meer dringt Salz ins Grundwasser, so dass den Einwohnern das Trinkwasser fehlt.

    با بالا آمدن درياها ، نمکها ميتوانند وارد آبها شوند ، محروم کردن ساکنان از آب نوشيدني.

  • نمك

    Ich brauche etwas Salz, einige Margarita-Mix und Tequila.

    يه كم نمك ميخوام ، يه كم " مارگاريتا " و " تكيلا ".

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Salz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

salz
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نمکها

    Durch das ansteigende Meer dringt Salz ins Grundwasser, so dass den Einwohnern das Trinkwasser fehlt.

    با بالا آمدن درياها ، نمکها ميتوانند وارد آبها شوند ، محروم کردن ساکنان از آب نوشيدني.

تصاویر با "Salz"

عباراتی شبیه به "Salz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Salz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه