ترجمه "Schaf" به فارسی
گوسفند, میش, قوچ بهترین ترجمه های "Schaf" به فارسی هستند.
Schaf
noun
neuter
دستور زبان
Vierbeiniges Tier (Ovis), das von Menschen wegen seiner Wolle gehalten wird.
-
گوسفند
nounVierbeiniges Tier (Ovis), das von Menschen wegen seiner Wolle gehalten wird.
Er ist das schwarze Schaf der Familie.
او گوسفند سیاه خانواده است.
-
میش
noun -
قوچ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schaf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
schaf
-
گوسفند(ها)
تصاویر با "Schaf"
عباراتی شبیه به "Schaf" با ترجمه به فارسی
-
عضو گیج و کودن
-
گوسفند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن