ترجمه "Schaukel" به فارسی

تاب, الاکلنگ بهترین ترجمه های "Schaukel" به فارسی هستند.

Schaukel noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاب

    noun

    Hängesitz, mit dem man hin- und herschaukeln kann

    Erinnerst du dich daran, wie wir zum Spielplatz gegangen sind und ich dich auf der Schaukel angeschoben habe?

    یادته میرفتیم پارک و من تاب ت می دادم ؟

  • الاکلنگ

    Einen Park und eine Schaukel.

    يه پارک و الاکلنگ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schaukel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schaukel verb
+ اضافه کردن

"schaukel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای schaukel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Schaukel"

اضافه کردن

ترجمه های "Schaukel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه