ترجمه "Schild" به فارسی
سپر, تابلو, حفاظ بهترین ترجمه های "Schild" به فارسی هستند.
Schild
noun
masculine
neuter
دستور زبان
Schild (Sternbild) [..]
-
سپر
nounSchutzwaffe [..]
Warum wird es nötig, den ‘Schild zu salben’?
چرا لازم میشود که ‹سپر را روغن بمالند›؟
-
تابلو
Was steht auf dem Schild? - Einbahnstraße.
بروی تابلو راهنمایی و رانندگی چه نوشته شده است؟ -یک طرفه.
-
حفاظ
nounBitte darum den Schild zu deaktivieren.
توانيد حفاظ خود را همي غيرفعال کنيد ؟
-
گنبد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schild " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Schild"
عباراتی شبیه به "Schild" با ترجمه به فارسی
-
سپر (زمینشناسی)
-
شرحدادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن