ترجمه "Schinken" به فارسی

ژامبون, ژامبونها, ژامبونها بهترین ترجمه های "Schinken" به فارسی هستند.

Schinken noun masculine دستور زبان

vier Buchstaben (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژامبون

    noun

    Keule des Schweins oder fertig zubereitetes Fleischerzeugnis [..]

    Salami, Schinken und Käse.

    گوشت خوک خشک شده ، ژامبون ، يه عالمه پنير

  • ژامبونها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schinken " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schinken
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ژامبونها

تصاویر با "Schinken"

اضافه کردن

ترجمه های "Schinken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه