ترجمه "Schleim" به فارسی

مخاط, بلغم, لجن بهترین ترجمه های "Schleim" به فارسی هستند.

Schleim noun masculine دستور زبان

Mucus (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخاط

    noun

    zähflüssige organische Absonderung

    Ja, er hat von der Infektion Schleim in seiner Brust.

    چرا ، توي سينه ش به خاطر يه عفونت ، مخاط جمع شده.

  • بلغم

    noun
  • لجن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schleim " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schleim
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخاط

    Ja, er hat von der Infektion Schleim in seiner Brust.

    چرا ، توي سينه ش به خاطر يه عفونت ، مخاط جمع شده.

اضافه کردن

ترجمه های "Schleim" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه