ترجمه "Schleim" به فارسی
مخاط, بلغم, لجن بهترین ترجمه های "Schleim" به فارسی هستند.
Schleim
noun
masculine
دستور زبان
Mucus (fachsprachlich)
-
مخاط
nounzähflüssige organische Absonderung
Ja, er hat von der Infektion Schleim in seiner Brust.
چرا ، توي سينه ش به خاطر يه عفونت ، مخاط جمع شده.
-
بلغم
noun -
لجن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schleim " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
schleim
-
مخاط
Ja, er hat von der Infektion Schleim in seiner Brust.
چرا ، توي سينه ش به خاطر يه عفونت ، مخاط جمع شده.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن