ترجمه "Schmuck" به فارسی

جواهر, كاربردهاي زينتي, کاربردهای تزیینی بهترین ترجمه های "Schmuck" به فارسی هستند.

Schmuck noun masculine دستور زبان

Zierde (gehoben) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جواهر

    noun proper

    Ziergegenstand oder Maßnahme zur Verschönerung

    Du erwartest von mir, Al Sah-him zu heiraten, aufgrund irgendwelchen Schmucks?

    توقع داری به خاطر یه تیکه جواهر با السهیم ازدواج کنم ؟

  • كاربردهاي زينتي

  • کاربردهای تزیینی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schmuck " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schmuck adjective دستور زبان

wie aus dem Ei gepellt (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جواهر

    noun proper

    Du erwartest von mir, Al Sah-him zu heiraten, aufgrund irgendwelchen Schmucks?

    توقع داری به خاطر یه تیکه جواهر با السهیم ازدواج کنم ؟

تصاویر با "Schmuck"

اضافه کردن

ترجمه های "Schmuck" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه