ترجمه "Schmuggel" به فارسی

قاچاق, قاچاق کردن, قاچاق بهترین ترجمه های "Schmuggel" به فارسی هستند.

Schmuggel noun Noun masculine دستور زبان

Pascherei (umgangssprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاچاق

    rechtswidriger Transport von Waren über eine Grenze

    Die kann den Schmuggel von Maschinengewehren nicht stoppen.

    اونا نمیتونن جلوی قاچاق مسلسل بین ایالت ها رو بگیرن

  • قاچاق کردن

    Mr. Bond, Schmuggel geht den Geheimdienst nichts an.

    آقاي باند ، قاچاق کردن هيچ نگراني اي براي دستگاه محرمانه دولت نيست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schmuggel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schmuggel verb
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاچاق

    Drogen wurden geschmuggelt und viele junge Leute wurden abhängig.

    مواد مخدر از همین طریق قاچاق میشد٬ و خیلی از جوانان هم گرفتار اعتیاد شدند.

اضافه کردن

ترجمه های "Schmuggel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه