ترجمه "Schnabel" به فارسی

منقار, نوک, کلب بهترین ترجمه های "Schnabel" به فارسی هستند.

Schnabel noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • منقار

    noun

    Mundwerkzeug bei Vögeln, Schnabeltieren, Schnabelwalen und Kopffüßern

    Der Schnabel eines Falken kann den Schädel eines Menschen durchbohren.

    منقار شاهین می تواند جمجمه ی انسان را سوراخ بكند

  • نوک

    noun

    Ein Vogel singt, wie ihm der Schnabel gewachsen ist.

    پرنده مطابق با شکل نوک خود میخواند.

  • کلب

  • کلنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schnabel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schnabel
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • منقار

    Der Schnabel eines Falken kann den Schädel eines Menschen durchbohren.

    منقار شاهین می تواند جمجمه ی انسان را سوراخ بكند

تصاویر با "Schnabel"

عباراتی شبیه به "Schnabel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Schnabel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه