ترجمه "Schoß" به فارسی

آغوش, بغل, رحم بهترین ترجمه های "Schoß" به فارسی هستند.

Schoß noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آغوش

    noun
  • بغل

  • رحم

    noun

    Der Engel Gabriel stieg herab und legte Gottes Samen in ihren Schoß.

    و فرشته خداوند جبرئيل نزول کرد و اولاد خداوند را در رحم او قرار داد

  • زهدان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schoß " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Schoß" با ترجمه به فارسی

  • نوساقهها
  • تیراندازی کردن · شلیک کردن
  • تاركهاي نوساقه · نخستههای برگ · نوساقهها
  • زودرسی (گیاه)
  • زودرسی
اضافه کردن

ترجمه های "Schoß" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه