ترجمه "Schrank" به فارسی

گنجه, اشکاف, قفسه بهترین ترجمه های "Schrank" به فارسی هستند.

Schrank noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنجه

    noun

    Sie liegt schon ewig im Schrank rum und verstaubt.

    اين سالها تو گنجه بوده پر از گرد و خاك شده.

  • اشکاف

  • قفسه

    noun

    schließbares Möbelstück zur Aufbewahrung

    Mach den Schrank auf der linken Seite auf, dort sind die Flaschen.

    در سمت راست قفسه را باز کن.بطری ها در آنجا قرار دارند

  • ترجمه های کمتر

    • كمد
    • کابینت
    • کمد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schrank " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schrank
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قفسه

    noun

    Mach den Schrank auf der linken Seite auf, dort sind die Flaschen.

    در سمت راست قفسه را باز کن.بطری ها در آنجا قرار دارند

تصاویر با "Schrank"

عباراتی شبیه به "Schrank" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Schrank" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه