ترجمه "Schuh" به فارسی

کفش, نعل بهترین ترجمه های "Schuh" به فارسی هستند.

Schuh noun masculine دستور زبان

Ein Metallstück, dass dazu dient, am Fuß eines Pferdes befestigt zu werden, um diesen zu schützen.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کفش

    noun

    نامی کلی برای انواع پاافزار است

    Diese Schuhe sind mir zu groß.

    آن کفشها برای من بیش از حد بزرگاند.

  • نعل

    noun

    Ein Metallstück, dass dazu dient, am Fuß eines Pferdes befestigt zu werden, um diesen zu schützen.

    Die Schuhe sind da hinten.

    اگه نعل میخوای اون سمته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schuh " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Schuh"

عباراتی شبیه به "Schuh" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Schuh" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه