ترجمه "Schulden" به فارسی
بدهی, بدهكاري, قرض بهترین ترجمه های "Schulden" به فارسی هستند.
Schulden
noun
feminine
دستور زبان
offene(r) Posten [..]
-
بدهی
nounEin langes Ausschlafen lässt die Schulden anwachsen.
خواب طولانی بدهی ها را بیشتر می کند.
-
بدهكاري
Sie stehen in meiner Schuld, und jetzt will ich kassieren.
تو به من بدهكاري و اينجام كه دريافتش كنم
-
قرض
nounEr hat mir nie von der Schuld erzählt.
هيچ وقت درباره ي قرض به من نگفت.
-
ورشكستگي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Schulden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
schulden
verb
دستور زبان
jmdm. etw. schulden
-
بدهکار بودن
Er tötet Menschen, die ihnen Geld schulden.
اون آدمايي که بهشون بدهکار بودن رو هم کشت
-
بدهی (قرض)
-
قرض
nounWoody schuldet mir viel mehr als das.
وودي " خيلي بيشتر از اينا ازم قرض گرفته "
عباراتی شبیه به "Schulden" با ترجمه به فارسی
-
جنایت و مکافات
-
گناهكار
-
بدهی · جرم · قرض · مرج · مسئوليت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن