ترجمه "Schulden" به فارسی

بدهی, بدهكاري, قرض بهترین ترجمه های "Schulden" به فارسی هستند.

Schulden noun feminine دستور زبان

offene(r) Posten [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدهی

    noun

    Ein langes Ausschlafen lässt die Schulden anwachsen.

    خواب طولانی بدهی ها را بیشتر می کند.

  • بدهكاري

    Sie stehen in meiner Schuld, und jetzt will ich kassieren.

    تو به من بدهكاري و اينجام كه دريافتش كنم

  • قرض

    noun

    Er hat mir nie von der Schuld erzählt.

    هيچ وقت درباره ي قرض به من نگفت.

  • ورشكستگي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Schulden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

schulden verb دستور زبان

jmdm. etw. schulden

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدهکار بودن

    Er tötet Menschen, die ihnen Geld schulden.

    اون آدمايي که بهشون بدهکار بودن رو هم کشت

  • بدهی (قرض)

  • قرض

    noun

    Woody schuldet mir viel mehr als das.

    وودي " خيلي بيشتر از اينا ازم قرض گرفته "

عباراتی شبیه به "Schulden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Schulden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه