ترجمه "See" به فارسی
دریاچه, بحر, دریا بهترین ترجمه های "See" به فارسی هستند.
See
noun
proper
masculine
feminine
دستور زبان
Landsee (veraltet) [..]
-
دریاچه
nounvon Land umgebenes Stillgewässer mit oder ohne Zu- und Abfluss [..]
Ich weiß nicht, wie tief der See ist.
نمی دانم این دریاچه چه قدر عمق دارد.
-
بحر
noun -
دریا
nounDiesen Sommer werden wir ins Gebirge gehen und an die See.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
-
ترجمه های کمتر
- daryâče
- daryâ
- daryå
- daryåche
- دریاچهها
- daryā
- آب باز
- دريا
- زو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " See " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
see
-
دریاچهها
nounDenken wir an all das Gute, was er zu unserer Freude gemacht hat — die schönen Berge, Wälder, Seen und Meere.
به چیزهای خوبی که یَهُوَه پدید آورده است تا از آنها لذت ببریم همچون کوهها، جنگلها و دریاچهها و اقیانوسهای زیبا فکر کن.
تصاویر با "See"
عباراتی شبیه به "See" با ترجمه به فارسی
-
دریای کارائیب
-
دریاچههای بزرگ · دریاچههای بزرگ (آمریکا)
-
دریای بوفرت
-
دریاچه لوگانو
-
ناوسروان
-
نسیم دریا
-
دریاچه سوپریور
-
دریای بوفرت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن