ترجمه "Sex" به فارسی
همخوابگی, SEX, آمیزش جنسی در انسان بهترین ترجمه های "Sex" به فارسی هستند.
Sex
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Vögeln (vulgär) [..]
-
همخوابگی
nounWarum lässt guter Sex also so oft nach?
پس چرا همخوابگی پرلذت اکثر وقتها محو میشود؟
-
SEX
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Und die Sex-Bobs spielen zur Eröffnung auf.
Sex-Bobs و گروه قراره کنسرت آغازين رو اجرا کنن.
-
آمیزش جنسی در انسان
praktische Ausübung der Sexualität, Koitus
-
سکس
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sex
-
جنس
nounOder leidenschaftlicher primärer Sex mit dir haben kann.
يا اينکه پرشور جنس ااوليهبا شما خواهد شد.
-
روابط جنسی
Für alle anderen tun wir so, als hätten wir Sex, seitdem wir zwei sind.
با بقیه، جوری رفتار میکنیم که یعنی از سن دو سالگی مشغول روابط جنسی بوده ایم.
عباراتی شبیه به "Sex" با ترجمه به فارسی
-
همبستر شدن · کس دادن
-
بمب جنسی
-
رابطه جنسی سرسری
-
سکس و شهر
-
همخوابگی
-
آمیزش جنسی امن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن