ترجمه "Shell" به فارسی

شل, واسط بهترین ترجمه های "Shell" به فارسی هستند.

Shell
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شل

    adjective noun

    Benutzeroberfläche

  • واسط

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Shell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

shell
+ اضافه کردن

"shell" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای shell در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "Shell" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Shell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه