ترجمه "Sitzplatz" به فارسی

جای ترجمه "Sitzplatz" به فارسی است. نمونه ترجمه شده: Die Sitzplätze sind farbig. ↔ صندلیها رنگی شدهاند.

Sitzplatz noun masculine دستور زبان

einer hochrangigen Person

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جای

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sitzplatz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Sitzplatz"

اضافه کردن

ترجمه های "Sitzplatz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Die Sitzplätze sind farbig.
صندلیها رنگی شدهاند.
Als wir anfingen, machten wir einige Untersuchungen darüber, wie unsere Straße genutzt wurden, und wir stellten fest, dass New York großteils eine Stadt ohne Sitzplätze ist.
در آغاز کار، تعدادی پیمایش اولیه در مورد چگونگی استفاده از خیابانهایمان انجام دادیم و در یافتیم که نیویورک تا حد زیادی شهری بدون صندلی است.
Insgesamt sind rund 200 Sitzplätze vorhanden.
در مجموع حدود ۲۰۰ رستوران وجود دارد.
Ich ging durch die Waggons, um einen Sitzplatz zu finden.
من از واگنها میگذشتم برای پیداکردن جائی برای نشستن.
Die Sitzplätze brauchen einen Schutz gegen starken und warmen Wind.
اول از همه، ایجاد سایه. این کار مستلزم این است که محل نشستن تماشاچیان از وزش باد گرم شدید در امان باشد. این کار مستلزم این است که محل نشستن تماشاچیان از وزش باد گرم شدید در امان باشد. این کار مستلزم این است که محل نشستن تماشاچیان از وزش باد گرم شدید در امان باشد.