ترجمه "Sofa" به فارسی

نیمکت, کاناپه, سوفا بهترین ترجمه های "Sofa" به فارسی هستند.

Sofa noun neuter دستور زبان

Triclinium (Antike) (fachsprachlich)

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیمکت

    noun
  • کاناپه

    Er lag auf einem Sofa, die Augen geschlossen.

    او بر روی کاناپه خوابید، با چشمانی بسته.

  • سوفا

    obwohl es da ein Sofa gibt.

    گرچه سوفا انجا است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sofa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Sofa"

اضافه کردن

ترجمه های "Sofa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه