ترجمه "Spannung" به فارسی

تنش, فشار, ولتاژ بهترین ترجمه های "Spannung" به فارسی هستند.

Spannung noun feminine دستور زبان

Tonus (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنش

    noun

    Kraftkomponente in der technischen Mechanik

    Die Spannungen steigen, da sich das sowjetische Schiff Kuba nähert.

    همينطور که کشتي حامل موشک هاي شوروي به کوبا نزديکتر ميشه, تنش ها بيشتر ميشه.

  • فشار

    noun

    In ihrer Ehe entstanden solche Spannungen, daß es fraglich erschien, ob sie zusammenbleiben würden.

    فشار بر روی زندگی زناشویی آنان آنچنان زیاد بود که به نظر میآمد نتوانند با یکدیگر بمانند.

  • ولتاژ

    noun
  • كشش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spannung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Spannung"

عباراتی شبیه به "Spannung" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Spannung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه