ترجمه "Spiegel" به فارسی

آينه, آئینه, آینه بهترین ترجمه های "Spiegel" به فارسی هستند.

Spiegel noun masculine دستور زبان

Oberfläche, die das Licht reflektiert.

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آينه

    Oberfläche, die das Licht reflektiert.

    Ich musste dir sagen, dass ich weiß, warum du mich durch diesen Spiegel geschickt hast.

    مي دونم براي چي من رو توي آينه انداختي.

  • آئینه

    noun

    Denn unsere Väter sind unsere Spiegel,

    چون پدرانمان آئینه های ما هستند

  • آینه

    noun

    reflektierende Fläche

    Mach den Spiegel sauber!

    آینه را تمیز کنید.

  • ترجمه های کمتر

    • آیینه
    • آیینه آئینه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spiegel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

spiegel verb
+ اضافه کردن

"spiegel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای spiegel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Spiegel"

عباراتی شبیه به "Spiegel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Spiegel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه