ترجمه "Spielkonsole" به فارسی

کنسول بازی ترجمه "Spielkonsole" به فارسی است.

Spielkonsole noun Noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنسول بازی

    computerähnliche Geräte für die Wiedergabe von Videospielen

    Als "Microsoft Kinect" herauskam, die bewegungsgesteuerte Erweiterung zur Xbox-Spielkonsole, sorgte dies direkt für Aufmerksamkeit unter Hackern.

    وقتی کینکت ِ مایکروسافت بیرون آمد دستگاه کنترل حرکت در کنسول بازی ایکس باکس، سریع توجه هکرها را به سوی خود جلب کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spielkonsole " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Spielkonsole" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه