ترجمه "Spielzeug" به فارسی

اسباب بازی, بازیچه, اسباببازی بهترین ترجمه های "Spielzeug" به فارسی هستند.

Spielzeug noun neuter دستور زبان

Gegenstand, der zur Unterhaltung oder zum Spielen entworfen wurde, üblicherweise für Kinder bestimmt [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسباب بازی

    noun

    Dieses Spielzeug ist aus Holz.

    این اسباب بازی از چوب ساخته شده است.

  • بازیچه

    noun

    Die Erde ist mein Spielzeug!

    دنیا بازیچه من خواهد بود!

  • اسباببازی

    Objekt zum Spielen

    Deutet vielleicht Spielzeug darauf hin, dass Kinder im Haus sind?

    مثلاً اگر در حیاط منزل اسباببازی دیده میشود میتوان حدس زد که کودکانی در خانه هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spielzeug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

spielzeug
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسباببازی

    Deutet vielleicht Spielzeug darauf hin, dass Kinder im Haus sind?

    مثلاً اگر در حیاط منزل اسباببازی دیده میشود میتوان حدس زد که کودکانی در خانه هستند.

اضافه کردن

ترجمه های "Spielzeug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه