ترجمه "Spion" به فارسی

جاسوس, اپیشه, چشمی بهترین ترجمه های "Spion" به فارسی هستند.

Spion noun Noun masculine دستور زبان

Spitzel (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوس

    noun

    Er glaubt, es gibt einen Spion unter uns.

    او فکر می کند که یک جاسوس در میان ما وجود دارد.

  • اپیشه

  • چشمی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Spion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Spion"

اضافه کردن

ترجمه های "Spion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه