ترجمه "Splitter" به فارسی
تراشه, تریشه بهترین ترجمه های "Splitter" به فارسی هستند.
Splitter
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Spältel (österr.) (umgangssprachlich) [..]
-
تراشه
nounKanzi wählt einen Splitter aus, den er für scharf genug hält.
کانزی یک تراشه را که فکر می کند به اندازه کافی تیز است انتخاب می کند.
-
تریشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Splitter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
splitter
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"splitter" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای splitter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن