ترجمه "Sport" به فارسی
ورزش, اسپورت (گیاهشناسی) بهترین ترجمه های "Sport" به فارسی هستند.
Sport
noun
Noun
masculine
دستور زبان
-
ورزش
nounفعالیت انسانی
Wenn der Frühling kommt, werde ich einen neuen Sport anfangen.
وقتی بهار آمد، قصد دارم ورزش جدیدی را شروع کنم.
-
اسپورت (گیاهشناسی)
Sprosse bei Pflanzen, auf Grund somatischer Mutationen
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sport " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Sport" با ترجمه به فارسی
-
لیوان چینی
-
اسیووی
-
پاورجه
-
کوئیدیچ مشنگ ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن