ترجمه "Sportler" به فارسی
ورزشکار, ورزشی بهترین ترجمه های "Sportler" به فارسی هستند.
Sportler
noun
masculine
دستور زبان
Sportskanone (umgangssprachlich) [..]
-
ورزشکار
Person, die regelmäßig eine oder mehrere Sportarten betreibt
Sportler üben oft eisern und monatelang, um ihr Ziel zu erreichen.
ورزشکاران برای این که به هدفشان برسند اغلب برای ماهها به تمرینات سخت تن میدهند.
-
ورزشی
adjectivewenn die Sportler ihre Partner wie einen Boxsack behandeln.
که قهرمانان ورزشی آنها با همسرانشان مثل کیسه بوکس رفتار میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sportler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن