ترجمه "Sprosse" به فارسی

شاخه ترجمه "Sprosse" به فارسی است.

Sprosse noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخه

    noun

    Die beiden Stränge der DNS, die Doppelhelix-Struktur, sind durch Sprossen verbunden -- wie eine verdrehte Leiter.

    دو شاخه DNA، ساختار مارپیچ دوگانه، توسط پله های نردبان به هم وصل شدهاند این مثل یک نردبان تاب خورده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sprosse " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Sprosse" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه