ترجمه "Spur" به فارسی
اثر, اشاره, تكه بهترین ترجمه های "Spur" به فارسی هستند.
Spur
noun
feminine
دستور زبان
Trassee (schweiz.) [..]
-
اثر
nounSumme der Hauptdiagonalelemente
Wenn wir weiterziehen, sollten wir keine Spur hinterlassen.
من فکر ميکنم بهتره که ما اتاق رو بدون گذاشتن هرگونه اثري ترک کنيم.
-
اشاره
noun -
تكه
Eine kleine oder kaum feststellbare Menge.
-
ترجمه های کمتر
- رد
- نشان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
spur
-
اثر
nounWenn wir weiterziehen, sollten wir keine Spur hinterlassen.
من فکر ميکنم بهتره که ما اتاق رو بدون گذاشتن هرگونه اثري ترک کنيم.
تصاویر با "Spur"
عباراتی شبیه به "Spur" با ترجمه به فارسی
-
زودیاک
-
سیاسآی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن