ترجمه "Stab" به فارسی

تیرک, عصا, پالار بهترین ترجمه های "Stab" به فارسی هستند.

Stab noun masculine دستور زبان

das Hirn hinter etwas [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیرک

  • عصا

    Die gute Nachricht ist, in dieser Zeitachse bautest du den Stab und er funktionierte.

    خبر خوب اینه که ، توی اون جدول زمانی ، تو عصا رو ساختی و کار کرد.

  • پالار

  • ترجمه های کمتر

    • پرسنل
    • چوب
    • چوبک
    • کادر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stab " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Stab"

اضافه کردن

ترجمه های "Stab" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه