ترجمه "Stall" به فارسی

اصطبلها, آخور, اصطبلهاي اسب بهترین ترجمه های "Stall" به فارسی هستند.

Stall noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصطبلها

  • آخور

    noun

    Aber wer ein Baby in einen Stall legt, schafft halt Probleme.

    یه مقدار خشن بود اما وقتی یه بچه رو میذاری تو آخور خودت دنبال دردسر میگردی

  • اصطبلهاي اسب

  • ترجمه های کمتر

    • گمرا
    • یاتای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stall " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

stall
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصطبل

    Das könnten Ställe sein, denn man hört Flugzeuge.

    که فکر ميکنم اصطبل ها هستش براي اينکه صداي هواپيماها رو مي شنوي.

  • اصطبلها

تصاویر با "Stall"

اضافه کردن

ترجمه های "Stall" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه