ترجمه "Standard" به فارسی
استاندارد, شاخص, معیار بهترین ترجمه های "Standard" به فارسی هستند.
Standard
noun
Noun
masculine
دستور زبان
Wert, der verwendet wird, wenn kein anderer Wert angegeben wurde.
-
استاندارد
einheitliche oder vereinheitlichte Art und Weise, etwas herzustellen oder durchzuführen
Die Männer werden alle nachlässig und andere Standards fallen.
افراد همه چيز رو سر سري ميگيرن و بعدش استاندارد ها رها ميشن.
-
شاخص
-
معیار
nounDas schafft ein Problem für Standard-Metriken,
این قواعد برای معیار های اساسی ما ایجاد مشکل می کنند،
-
پیش فرض
Aber es verzichtet nicht nur auf Verschlüsselung als generellen Standard,
اما نه تنها آنها رمزگذاری به طور پیش فرض پشتیبانی نمی کنند،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Standard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Standard" با ترجمه به فارسی
-
ویکلی استاندارد
-
ایزا اسلات
-
فایل robots.txt
-
اسکی · کد استاندارد آمریکایی برای جابجایی و تبادل اطلاعات
-
استاندارد بینالمللی
-
sop
-
استاندارد باز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن