ترجمه "Stange" به فارسی

تیرک, ميله, میله بهترین ترجمه های "Stange" به فارسی هستند.

Stange noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیرک

    Geben Sie mir die Modellnummer, ich bestelle die Stangen.

    خوب شماره مدل چادرت رو بگو تا من تیرک اون رو سفارش بدم.

  • ميله

    Diese Stangen markieren die Begrenzung jedes Gebietes, dass sie sublimieren wollen.

    اين ميله ها به عنوان مرز منطقه اي که مي خواين توش تصعيد صورت بگيره عمل مي کنن

  • میله

    noun

    Eine Stripperin fiel von der Bühne, als sich eine Stange löste.

    یکی از میله های کلاب شل بوده و یکی از رقاص ها روی استیج خورده زمین

  • پالار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stange " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "Stange"

اضافه کردن

ترجمه های "Stange" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه