ترجمه "Stange" به فارسی
تیرک, ميله, میله بهترین ترجمه های "Stange" به فارسی هستند.
Stange
noun
feminine
دستور زبان
-
تیرک
Geben Sie mir die Modellnummer, ich bestelle die Stangen.
خوب شماره مدل چادرت رو بگو تا من تیرک اون رو سفارش بدم.
-
ميله
Diese Stangen markieren die Begrenzung jedes Gebietes, dass sie sublimieren wollen.
اين ميله ها به عنوان مرز منطقه اي که مي خواين توش تصعيد صورت بگيره عمل مي کنن
-
میله
nounEine Stripperin fiel von der Bühne, als sich eine Stange löste.
یکی از میله های کلاب شل بوده و یکی از رقاص ها روی استیج خورده زمین
-
پالار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Stange " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Stange"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن