ترجمه "Stapel" به فارسی
filament, توده, کوت بهترین ترجمه های "Stapel" به فارسی هستند.
Stapel
noun
masculine
دستور زبان
Stapel (umgangssprachlich)
-
filament
-
توده
nounIch leg ihn ganz oben auf den Stapel, den ich nie durchsehen werde.
ميذارم روي توده ي روزمه هايي که هيچوقت نگاهشون نميکنم.
-
کوت
-
کپه
nounAlso ist unser Patient nur einen durchschnittlicher Joe mit einem Meter hohen Stapel benutzter Q-Tips?
پس يه آدم معموليه با يه کپه ي يه متري گوش پاک کن کثيف وسط خونه ش ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Stapel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
stapel
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"stapel" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای stapel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Stapel"
عباراتی شبیه به "Stapel" با ترجمه به فارسی
-
پشتهسازی
-
پشتهسازی
-
پشته ای
-
اقدام كردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن