ترجمه "Star" به فارسی

ستاره, سارها, پرى شاهرخ طلايی بهترین ترجمه های "Star" به فارسی هستند.

Star noun masculine دستور زبان

Promi (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستاره

    noun

    Und wenn er ihn unterkriegt dann ist er ein Star.

    اگه به چنگش بياره ، ستاره مي شه.

  • سارها

    Ich lausche den Staren.

    ؟ به سارها گوش میدم

  • پرى شاهرخ طلايی

  • ترجمه های کمتر

    • استورنوس ولگاريس
    • سار
    • ساری
    • پاپ آیکون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Star " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

star
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سارها

    Ich lausche den Staren.

    ؟ به سارها گوش میدم

تصاویر با "Star"

عباراتی شبیه به "Star" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Star" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه