ترجمه "Starten" به فارسی
شروع به کار, اغاز کردن, شروع کردن بهترین ترجمه های "Starten" به فارسی هستند.
Starten
-
شروع به کار
die wohl in drei bis vier Wochen starten wird.
که احتمالا ظرف یهیا چهار هفته آینده شروع به کار میکنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Starten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
starten
verb
دستور زبان
an etwas gehen (umgangssprachlich) [..]
-
اغاز کردن
-
شروع کردن
verbDie mit denen ich startete waren deutlich einfacher.
اونهایی که من شروع کردم باهاش خیلی ابتدایی بودند.
-
راه اندازی
Und, wenn wir das können, können wir das Chromosom starten?
و اگر بشود، آیا می توانیم یک کروموزوم را راه اندازی کنیم؟
عباراتی شبیه به "Starten" با ترجمه به فارسی
-
راه اندازی مجدد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن