ترجمه "Station" به فارسی
ایستگاه ترجمه "Station" به فارسی است.
Station
noun
Noun
feminine
masculine
دستور زبان
Periode (fachsprachlich) [..]
-
ایستگاه
nounMir war nicht bewusst, dass er mich den ganzen Weg von der Station weg verfolgt hatte.
اصلاً متوجه نشده بودم که تمام راه رو از ایستگاه تحت تعقیب بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Station " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Station"
عباراتی شبیه به "Station" با ترجمه به فارسی
-
ايستگاههاي هواسنجی · ایستگاههای هواشناختی · ایستگاههای هواشناسی · شبكههاي هواشناختي
-
ایستگاه پایه فرستنده/گیرنده
-
ایستگاههای هواشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن