ترجمه "Status" به فارسی
وضعیت, جایگاه بهترین ترجمه های "Status" به فارسی هستند.
Status
noun
Noun
masculine
دستور زبان
-
وضعیت
nounAufgrund ihrer Erziehung oder ihres sozialen Status fühlen sie sich möglicherweise Menschen anderer Herkunft oder Nationalität unterlegen.
ممکن است به دلیل شیوهٔ تربیتی یا وضعیت اجتماعیشان خود را کمتر از دیگر نژادها یا ملیتها بدانند.
-
جایگاه
Status des Agrarsektors eines Landes oder einer Region zu einem bestimmten Zeitpunkt
جایگاه بخش کشاورزی یک کشور یا منطقه در زمانی معین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Status " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "Status" با ترجمه به فارسی
-
پایگاه اجتماعی
-
وضع فعلی · وضع موجود
-
تعادل اسيد-باز · ذخيره قليا · موازنه اسید- باز · وضعيت اسيد-باز
-
وضعيت اسيد-باز
-
احوال شخصیه
-
اضافه
-
بحران صرعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن