ترجمه "Staub" به فارسی
خاک, گرد, gard o khåk بهترین ترجمه های "Staub" به فارسی هستند.
Staub
noun
masculine
دستور زبان
Stein, Metall, Kohle etc. [..]
-
خاک
nounWas bedeutet es für uns persönlich, aus Staub zu sein?
سرشته شدن از خاک، برای ما شخصاً چه معنایی دارد؟
-
گرد
nounAuch Staub wird, wenn er sich sammelt, zu einem Berg.
قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.
-
gard o khåk
-
ترجمه های کمتر
- غبار
- گرد و غبار
- پودرها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Staub " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
staub
-
گرد (آلایندهها)
تصاویر با "Staub"
عباراتی شبیه به "Staub" با ترجمه به فارسی
-
گرد (فرمولبندي)
-
غبار کیهانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن