ترجمه "Stich" به فارسی
خنجر زدن, حکاکی, کوک بهترین ترجمه های "Stich" به فارسی هستند.
Stich
noun
proper
masculine
دستور زبان
-
خنجر زدن
verbDiese Vampire müssen sie mit irgendwas gestochen haben.
اون خون آشام ها حتماً با یه چیزی بهش خنجر زدن
-
حکاکی
Technik der Gravur in eine harte Oberfläche
-
کوک
nounWenn Sie in diese Richtung ziehen, wird der Stich viel sauberer.
عزيزم اگر از اين طريق خارج کني متوجه ميشي که يک کوک تميز ايجاد کردي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Stich " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
stich
verb
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"stich" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای stich در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "Stich"
عباراتی شبیه به "Stich" با ترجمه به فارسی
-
به قلب چيزي حمله بردن
-
نيشزدگيهاي حشره · نیشزدگیها · گزيدگي توسط جانوران
-
خلاندن · زخم زدن · گائیدن · گاییدن
-
گزيدگي توسط جانوران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن