ترجمه "Stiefkind" به فارسی

نافرزندی, فرزندخوانده بهترین ترجمه های "Stiefkind" به فارسی هستند.

Stiefkind noun neuter دستور زبان

graue Maus (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نافرزندی

  • فرزندخوانده

    Wie kann in einer Familie mit Stiefkindern Zucht erteilt werden?

    چگونه میتوان تأدیب و تنبیه را در خانوادهای که در آن فرزندخوانده وجود دارد اِعمال کرد؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stiefkind " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Stiefkind" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه