ترجمه "Stimme" به فارسی

آوا, صدا, آواز بهترین ترجمه های "Stimme" به فارسی هستند.

Stimme noun feminine دستور زبان

Stimme (Musik) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آوا

    noun

    Die Laute und Töne, die Menschen mit Hilfe der Stimmbänder erzeugen können.

    Ein Schrei so rein, routiniert, losgelöst, er brauchte keine Stimme oder konnte sie nicht länger ertragen.

    فریادی چه خالصانه، چه ماهرانه، چه وانهاده، بینیاز از هرچه آوا، یا که دیگر ناتوان از بار هر آوا.

  • صدا

    noun

    Die Laute und Töne, die Menschen mit Hilfe der Stimmbänder erzeugen können.

    So hör ich die Stimmen nicht und kann schlafen.

    صداها رو بيرون نگه مي داره تا بتونم بخوابم

  • آواز

    noun

    Meine Schafe hören auf meine Stimme, und ich kenne sie, und sie folgen mir.

    گوسفندان من آواز مرا میشنوند و من آنها را میشناسم و مرا متابعت میکنند.

  • ترجمه های کمتر

    • رأی
    • رای
    • بانگ
    • دنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stimme " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

stimme verb
+ اضافه کردن

"stimme" در فرهنگ لغت آلمانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای stimme در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "Stimme"

عباراتی شبیه به "Stimme" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Stimme" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه