ترجمه "Stimmung" به فارسی

حال, حالت, خلق (روانشناسی) بهترین ترجمه های "Stimmung" به فارسی هستند.

Stimmung noun Noun feminine دستور زبان

Atmo (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حال

    noun

    Meine Schuldgefühle schwanden, meine gedrückte Stimmung hellte sich auf und ich verspürte Erleichterung.

    احساسات گناه من از بین رفتند، حال غم انگیز من برداشته شد، و قلبم احساس روشنائی کرد.

  • حالت

    noun

    Deine Äußerungen müssen zur Stimmung dessen, was du sagst, passen.

    آنچه اظهار میکنی باید مناسب با حالت آن باشد.

  • خلق (روانشناسی)

  • ترجمه های کمتر

    • لحن
    • مود
    • کوک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Stimmung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "Stimmung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه