ترجمه "Storch" به فارسی

لکلک, لکلکها, لکلکها بهترین ترجمه های "Storch" به فارسی هستند.

Storch noun masculine دستور زبان

Weißstorch (fachsprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لکلک

    noun

    Später stellte sich heraus, dass es sich bei der Ende um einen Storch handelte, den man Menes nannte. Der Sender, den er trug, diente Forschungszwecken.

    بعداً مشخص شد که حیوان مزبور یک لکلک به نام منس بوده و ابزار ردیابی هم جهت مقاصد مطالعاتی در بالهای او جاسازی شده بود.

  • لکلکها

    Mit dem Storch, besonders dem Weißstorch, waren die Israeliten vertraut, denn auf seinen Wanderungen zog er auch durch die biblischen Länder.

    مشاهدهٔ مهاجرت لکلکها بویژه نوع سفید آن از فراز سرزمین اسرائیل برای اسرائیلیان منظرهای آشنا بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Storch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

storch
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • لکلکها

    Mit dem Storch, besonders dem Weißstorch, waren die Israeliten vertraut, denn auf seinen Wanderungen zog er auch durch die biblischen Länder.

    مشاهدهٔ مهاجرت لکلکها بویژه نوع سفید آن از فراز سرزمین اسرائیل برای اسرائیلیان منظرهای آشنا بود.

تصاویر با "Storch"

عباراتی شبیه به "Storch" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Storch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه