ترجمه "Strom" به فارسی

رودخانه, دریا, رود بهترین ترجمه های "Strom" به فارسی هستند.

Strom noun masculine دستور زبان

Saft (umgangssprachlich) [..]

+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رودخانه

    noun

    Ein Wasserstrom, der in einem Bett von höherem zu niederem Grund fließt und schließlich in einen See oder Ozean münder bzw. in Wüstengegenden im Boden versickert.

    Sie ließen also Daniel am Ufer des Stromes allein zurück.

    از اینرو، دانیال در ساحل رودخانه تنها ماند.

  • دریا

    noun
  • رود

    noun

    Er hat den Strom unterbrochen, also öffne sie manuell.

    ، برق رو قطع كرد پس دستي انجامش بده !

  • ترجمه های کمتر

    • نهر
    • جریان، جاری
    • rud
    • جويبارها
    • رودخانهها
    • رودخونه
    • رودها
    • ريزابهها
    • سیلاب
    • مسیر اصلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Strom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

strom
+ اضافه کردن

آلمانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رودها

تصاویر با "Strom"

عباراتی شبیه به "Strom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Strom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه