ترجمه "Suchen" به فارسی
جستجو, یافتن, جستجو کردن بهترین ترجمه های "Suchen" به فارسی هستند.
Suchen
Noun
noun
proper
دستور زبان
-
جستجو
nounSuche und du wirst finden.
جستجو کنید، م پیدا خواهید کرد.
-
یافتن
verbViele sind auf der Suche nach einer annehmbaren Wohnung.
بسیاری از مردم در جستجوی یافتن محل مناسبی برای سکونت میباشند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Suchen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
suchen
verb
دستور زبان
Versuchen, etwas zu finden.
-
جستجو کردن
verbIch hatte lang und breit gesucht, hatte aber nie in meiner Nähe gesucht.
میدونید من در همه جا جستجو کردم اما هیچ وقت به خودم زحمت ندادم که دوروبرمو نگاه کنم.
-
جستجو
nounSuche und du wirst finden.
جستجو کنید، م پیدا خواهید کرد.
-
جستن
verb -
محل یابی
عباراتی شبیه به "Suchen" با ترجمه به فارسی
-
الگوریتم جستجوی محلی
-
دیوید ساچت
-
آقای روسی
-
الگوریتم جستجوی دودویی
-
در جستجوی زمان از دسترفته
-
جستجوی خطی
-
جستجوی زبان طبیعی
-
جستجوی دوجهته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن